در عصر اینترنت و ارتباطات پیشرفته، سامانههای اینترنتی و سامانههای هوشمند در همه کشورها به نیازی جدی در صنعت حمل و نقل بدل شده اند، به طوری که در کشورهای توسعه یافته بدون این سامانه ها صنعت حمل و نقل عملا فلج میشود. این سامانهها از سامانه های پیشرفته ارتباطی و ردیابی و انواع نرم افزار گرفته تا سامانه های باریابی اینترنتی و الکترونیکی و سامانههای هوشمند کنترل، طبعا باید در بستر هماهنگ شدهای و متکی بر پیش شرطهای فیزیکی و زیرساختی ظهور کنند.
تجربه نشان داده است که فراهم شدن این پیش شرطها و پیش زمینهها به تنهایی برای اثر بخشی این سامانهها کافی نیستند و در واقع بدون اقناع نیروی انسانی استفاده کننده و به ویژه بدون فرهنگ سازی به معنای وسیع آن، این سامانهها ثمربخشی کافی نخواهند داشت. این جا مراد از "اقناع" و "فرهنگ سازی" تنها آموزش کاربران یا تبلیغ مفید بودن این سامانهها نیست، بلکه بیشتر و بالاتر از آن ها ایجاد فضا، نگرش و امکان و تحول سازمانی برای به کارگیری این سامانهها است.
در واقع حتی با فرض داشتن همه زیر ساختهای فیزیکی و مخابراتی، چنان چه عامل انسانی آمادگی نداشته باشد، به کار رفتن این سامانهها با دشواری و در نهایت با ناکامی مواجه خواهند شد.
اما مراد و منظور از تحقق عامل انسانی چیست؟ تحقق دو پیش زمینه اساسی یعنی آگاهی و آموزش و اقناع از یک طرف، و ساختارهای سازمانی لازم برای به کارگیری این سامانهها از طرف دیگر شروط لازم برای کامیابی نهایی این سامانهها هستند.
با فرض وجود زیر ساختهای ضروری، سامانه اینترنتی پیشرفته با تلاش طراحان و مهندسن زبده، به سادگی قابل تولید است. در دنیای امروز تولید انواع نرم افزار و سامانههای برخط(آنلاین) اینترنتی امری جهانی شده و عملا در همه کشورها قابل تحقق است. اگر تولید فولاد در زمانی که نشانی از پیشرفت فنی محسوب میشد، در انحصار معدودی کشور صنعتی دنیا بود، امروزه صنعت نرمافزار و سامانههای پیشرفته مربوطه عملا در هر کشور که حداقل زیر ساختهای اینترنتی و مخابراتی را دارا باشد قابل تحقق است.
اما پیاده کردن این سامانهها در جامعه، یعنی بین انسان هاییکه کاربر آنها هستند هنر اصلی است! این جا با عامل انسانی به معنای وسیع آن مواجهیم: از آموزش و اقناع گرفته تا فرهنگ سازی و ترتیبات سازمانی، از ایجاد انگیزه در غلبه بر عادت قدیم تا ترغیب به پیگیری و مقابله با شتاب در قضاوت به مجرد مواجهه با مشکلات ترک عادات مزمن.
تجربه ملموس
در آمریکای شمالی (کانادا و ایالات متحده) در اواخر سالهای ۸۰ و اوائل سالهای ۹۰ میلادی اولین تلاشها برای ایجاد سامانه باریابی الکترونیکی برای متصل کردن صاحبان بار و وسیله حمل، با اتکا به دورنگار - ابزار نوظهور الکترونیکی در آن زمان - صورت گرفت. بانیان این ابتکار خیلی ساده با چند متصدی پاسخگوی تلفن و کنترل کننده دستی دورنگار های ارسالی از صاحبان بار و صاحبان وسیله، کار اطلاع رسانی از راه دورنگار به طرفین را بر عهده گرفتند.
با مجهز بودن همه شرکتهای صاحب بار و شرکتهای حمل و نقلبه به دورنگار وفراهم بودن زیرساخت خطوط تلفنی و در دسترس بودن دستگاههای دورنگار نسبتا ارزان قیمت، زیرساختهای فنی و فیزیکی لازم فراهم بود، ولی چالش اصلی در برابر بانیان این سامانه، جدید بودن آن و مقاومت بازیگران در برابر افزودن روشی جدید به روشهای سنتی موجود (تماس مستقیم تلفنی با یکدیگر) و صد البته بازاریابی و اطلاع رسانی به آنها در مورد وجود چنین سامانهای بود.
مبتکران این سامانه علاوه بر کارزار وسیع اطلاع رسانی و بازار یابی، از این هوشمندی برخوردار بودند که کار بازاریابی را با کار اقناعی و آموزشی تلفیق کرده و همزمان به مشکلات سازمانی درون شرکتها در به کارگیری سامانه پیشنهادیشان توجه کنند. آنها به همراه معرفی سامانهی باریابی از طریق دورنگار به آماجهای بازار یابی خود، راه حلهای مفید سازمانی برای دریافت و ارسال دورنگار را پیشنهاد میکردند و به امر مهم اعتماد سازی و زائل کردن ترس بیجای کاربران از "افشای" عملیات کسب و کار خود توجه ویژه کردند و خیلی زود صنعت حمل و نقل را قانع کردند که سامانهی آنها هم از نظر اقتصادی و هم از نظر صرفه جوئی در وقت بسیار مفید است.
سامانهی باریابی از طریق دورنگار به زودی با تکامل دستگاههای دورنگار و امکان ذخیره سازی مراسلات در حافظه این دستگاهها و کمی بعد با متصل شدن دستگاههای دورنگار به رایانههای شخصی در میانههای دهه ۹۰، جای خود را به عنوان یک ضرورت در صنعت حمل و نقل باز کرد.
این جا دیگر پیشرفت فنی به سادگی و بدون مقاومت پذیرفته شد، زیرا کار خطیر فرهنگ سازی قبلا انجام شده بود و نیازی به تغییر فرهنگی و عادات جاری نبود!
اما مدتی بعد با ظهور اینترنت و عمومی شدن استفاده از آن و گسترش زیر ساختی آن، مبتکران سامانهی باریابی از طریق دورنگار ، این بار به تاسی از غریزه نیرومند خود در به کارگیری فناوری نوین، خیلی زود به امکانات وسیع و هیجان انگیز اینترنت برای باریابی اینترنتی پی بردند، و بار دیگر خود را با مشکل مقاومت و نیروی عادات در برابر فناوری جدید مواجه دیدند! روز از نو و روزی از نو!
این بار مشکل علاوه بر مسائل قبلی، آموزش نوع جدیدی از کسب و کار، فراگیری رابطهای کاربری پیچیده تر، فراهم کردن زیرساخت های غامض تر و به کارگیری روشهای سازمانی هوشمندتر، جهت استفاده از فناوری جدید بود. به همان نسبت کار فرهنگ سازی دشوارتر بود، ولی رهایی از مشکلات دورنگار، تسریع بیسابقه کار و مهم تر از همه صرفه جوئی مالی و سازمانی همگی به مبتکران کمک کرد تاکار توضیحی- آموزشی-فرهنگ سازی خود را با سرعتی حتی بیشتر از قبل پیش ببرند.
در ایران به کار گیری سامانههای باریابی اینترنتی هوشمند امری جدید است و به دلیل نو بودن زیرساخت ها (چه اینترنت وچه سامانهی های ارتباطی سیار) وموانع عدیده دربرابرعمومی شدن آزادانه آنها، کارفرهنگسازی بس دشوارتر است. اما تمایل عمومی ایرانیان به پذیرش فناوریهای جدید، جوان بودن ترکیب جمعیتی و آمادگی بهتر نسل جوان در به کارگیری فناوریهای نوین از عواملی هستند که از دشواری کار میکاهند. به عنوان نمونه سامانهی های اینترنتی اطلاع رسانی بار نظیر درگاه ملی بار یا سامانه باریاب (www.baryab.com) علیرغم مقاومتهای ناشی از تغییر عادات و عقب ماندگی عمومی کشور در گسترش ساختارهای اینترنتی و مخابراتی، از مقبولیت برخوردار هستند. رشد تعداد کاربران این سامانهها و اقبال روز افزون شرکتهای حمل و نقل و صاحبان کالا به این سامانهها میتواند به عنوان چوب خطی برای اندازه گیری ظرفیت عمومی سامانههای نوین اینترنتی در صنعت حمل و نقل ایران تلقی شود.